شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

بخش ۴۸ - حکایت محمود غزنوی

کارنامهٔ زندان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد چو محمود غزنوی سوی ریمردم ری شدند تابع وی
۲
شهر بی‌جنگ وکینه شد تسلیمزان که بودند مردمان حکیم
۳
لیک شه دارها بپا فرمودبر حکیمان ری جفا فرمود
۴
بر در ری دویست دار افراشتکرد بر دار هرکه نامی داشت
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth