شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

بخش ۵۲ - در شکایت از خالق

کارنامهٔ زندان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون که نومید بودم از تهرانبود قرضم فزون و فرع گران
۲
دیدم از رهن دادن اسبابکار مخلص شود عظیم خراب
۳
زن خود را به رَی فرستادماز خود او را وکالتی دادم
۴
کز ره بیع خانه و کالاقرض‌ها را کند تمام ادا
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth