شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

بخش ۵۸ - حکایت پیشوای سمرقند

کارنامهٔ زندان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سمرقند پیشوایی بودخلق را حجت خدایی بود
۲
وندرآن شهر بود سرهنگیشحنه‌ای‌، ظالمی‌، قوی‌چنگی
۳
به ستم خلق پیشه‌ور افشردپیشه‌ور شکوه پیشوا را برد
۴
گفت شیخا برس به احوالمزبن ستم کاره واستان مالم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth