خلوتی با ملکالشعرا بهار
بخش ۶۸ - حکایت عمالقه
کارنامهٔ زندان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خود شنیدی حدیث عوج عناقوان سهمناک مردم عملاق
۲
مردم پسر شجاعتی بودندفوق عادت جماعتی بودند
۳
قدشان چون چنارهای کهنسر و گردن چو برجی از آهن
۴
هرچه امد به پیش میخوردندوآنچه آمد بهدست میبردند
صفحهٔ ۱ از ۵