خلوتی با ملکالشعرا بهار
عروسی
دل مادر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواستگار آمد و با رنج درازخوانده شد خطبه و شد عقد فراز
۲
خیمه کشت ازگل روبش گلشنناقه کشتند و شد آتش روشن
۳
زان عروسی و از آن دامادیمادرش کرد فراوان شادی
۴
لیک از آغاز، عروس بدخویسر گران داشت بدان مادرشوی
صفحهٔ ۱ از ۳