خلوتی با فردوسی
بخش ۷ - شبیخون بهرام بر سپاه پرموده، گریختن خاقان به دز و زینهار خواستن از پیروزشاه
پادشاهی هرمزد دوازده سال بود
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ستاره شمر گفت بهرام راکه در چارشنبه مزن گام را
۲
اگر زین به پیچی گزند آیدتهمه کار ناسودمند آیدت
۳
یکی باغ بد در میان سپاهازین روی و زان روی بد رزمگاه
۴
بشد چارشنبه هم از بامدادبدان باغ کامروز باشیم شاد
صفحهٔ ۱ از ۴۰