شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست سنگِ کم اگر در پلهٔ میزان تو راکعبه و بتخانه باشد در نظر یکسان تو را
۲
تا نبندی رخنهٔ چشم و دهان و گوش رااز درونِ دل نجوشد چشمهٔ حیوان تو را
۳
همرهانِ سست در راهِ طلب سنگِ رهنددل مخور، افتاد در پیری اگر دندان تو را
۴
گرچه نگذارد کمان از خانهٔ خود پا برونقامتِ خَم ساخت در پیری سبک جولان تو را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth