شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود راکه از ظلمت برون آرم روان روشن خود را
۲
نماند نامه ناشسته در دست سیه کارانبه صحرای قیامت گر فشارم دامن خود را
۳
ز عمر برق جولان آن قدر فرصت طمع دارمکه پاک از سبزه بیگانه سازم گلشن خود را
۴
من آزاده را در خون کشد چون پنجه شیرانز نقش بوریا سازم اگر پیراهن خود را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth