شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه کس طالب آن سرو روان است اینجاآب حیوان ز نفس سوختگان است اینجا
۲
آفتابی که دل صبح ازو پر خون استیکی از جمله خونابه کشان است اینجا
۳
خامشی را نبود راه در آن خلوت خاصپشت آیینه هم از پرده دران است اینجا
۴
محو شو محو درین بزم که گفتار صوابترجمان دل غفلت زدگان است اینجا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth