خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکوفه شور فکنده است در گلستانهاشده است خوان زمین گم درین نمکدانها
۲
گشوده است بهار از شکوفه دفتر عیششده است پر ز برات نشاط دامانها
۳
ز بس که ریخته است اختر شکوفه به خاکنشان ز کاهکشان میدهد خیابانها
۴
ز پردهپوشی برگ شکوفه، گردیده استمثال لیلی چادر گرفته، بستانها
صفحهٔ ۱ از ۴