شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون نی ز ناله نیست تهی بندبند ماآه ار نفس زیاده کشد دردمند ما
۲
چون صبحدم به خون شفق غوطه ها زدیمهر چند بود یک دو نفس نوشخند ما
۳
در بوته ای که سنگ در او آب می شودیک عمر ماند و آب نگردید قند ما
۴
بر شیشه شکسته ظفر نیست سنگ راای سنگ دل مخور به دل دردمند ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth