خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟چون شمع کشته است زبان در دهان ما
۲
در چشم ما ز گریه شادی نشان مجویاین چشمه متاع ندارد دکان ما
۳
ما این چنین که بر سر شاخ بهانه ایمبر هم زند نسیم گلی آشیان ما
۴
نی کوچه می دهد نفس ما چو بگذردغافل مشو ز ناله آتش زبان ما
صفحهٔ ۱ از ۲