خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فکر تو نقشبند جانهایک حلقه ذکرت آسمانها
۲
در بحر تو کشتی خرد رااز لنگر صبر، بادبانها
۳
شد هاله آفتاب تاباناز نام تو روزن دهانها
۴
صحرای طلب ز جستجویتمسطر زده شد ز کاروانها
صفحهٔ ۱ از ۷