خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من به دوزخ می روم، زاهد اگر در جنت استدوزخ ارباب معنی صحبت بی نسبت است
۲
عارفان را در لباس فقر بودن آفت استهم لباس خلق گشتن پرده دار شهرت است
۳
دست شستن نیست چندان کاری از موج سرابدامن افشاندن به دنیا از قصور همت است
۴
عالم روشن به چشمش زود می گردد سیاههر که چون پروانه بی درد، عاشق صحبت است
صفحهٔ ۱ از ۳