خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل استدر بهاران پشت بر گلزار کردن مشکل است
۲
می توان کردن به تلقین زنده خون مرده رابخت خواب آلود را بیدار کردن مشکل است
۳
می گریزند اهل دل از صحبت زهاد خشکرو به روی صورت دیوار کردن مشکل است
۴
می رسد از ذوق هر کاری به معراج کمالبر امید کارفرما کار کردن مشکل است
صفحهٔ ۱ از ۳