خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل چو کشتی، جان روشن عالم آب من استبادبان و لنگرش بیداری و خواب من است
۲
از فروغ عاریت پاک است وحدت خانه امزردی رخساره من شمع محراب من است
۳
ثابت و سیاره گردون من اشک است و داغآه سردی کز جگر برخاست مهتاب من است
۴
بوریا کز خشک مغزی خواب مردم تلخ ازوستموج دریای حلاوت از شکر خواب من است
صفحهٔ ۱ از ۳