شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیستطفل آب و رنگ گوهر را چه می داند که چیست
۲
نیست دست خشک را از نبض جانها آگهیشانه آن زلف معنبر را چه می داند که چیست
۳
غنچه هرگز عندلیبی را دهن پر زر نکردبی بصیرت مصرف زر را چه می داند که چیست
۴
هر که را بر سینه عاشق نیفتاده است راهگرمی صحرای محشر را چه می داند که چیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth