شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیستچشم خواب آلود نرگس گوش بر افسانه نیست
۲
گوهر درج خموشی از شکستن ایمن استزخم دندان تأسف بر لب پیمانه نیست
۳
خشکی سودا، قلم در ناخنش نشکسته استآن که می گوید قلم بر مردم دیوانه نیست
۴
هر که می آید، به آب رو از اینجا می رودقفل منع و چین ابرو بر در میخانه نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth