خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفتآسمان آیینه خورشید را در گل گرفت
۲
این قدر تدبیر در تسخیر ما در کار نیستمرغ نوپرواز ما را می توان غافل گرفت
۳
پر برون آرد به اندک روزگاری چون خدنگهر که را درد طلب پیکان صفت در دل گرفت
۴
دست گستاخی ندارد خار صحرای ادبورنه مجنون می تواند دامن محمل گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲