شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در لحد گل نکند شعله داغی که مراستروغن از ریگ کند جذب چراغی که مراست
۲
درنگیرد نفس شعله به خاکستر سردمی خونگرم چه سازد به دماغی که مراست
۳
نکند شبنم گل ریگ روان را سیرابچه کند می به لب خشک ایاغی که مراست؟
۴
دل من گرم نگردد به سخن با هر کسندهد نور به هر بزم چراغی که مراست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth