خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که باریک شد از فکر، توانایی یافتهر که افتاد ز پا، پنجه گیرایی یافت
۲
بی تعلق گذر از عالم (و) جاویدان باشهر که چون مهر بدر رفت مسیحایی یافت (کذا)
۳
دیده مگشای که در بحر پر آشوب جهانهر که پوشید نظر گوهر بینایی یافت
۴
هند را چون نستایم، که درین خاک سیاهشعله شهرت من جامه رعنایی یافت
صفحهٔ ۱ از ۲