خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دام سوختگان عشق را رهایی نیستز لفظ، معنی بیگانه را جدایی نیست
۲
درین زمانه چنان راه فیض مسدوستکه از شکاف دل امید روشنایی نیست
۳
خوش است دردل شب دستگیری محتاجعبادتی که نهانی بود ریایی نیست
۴
ز بیقراری دراست تیغ بازی منوگرنه موج مرا میل خودنمایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲