شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمانه را گل روی تو در بهار گرفتبهشت را خط سبز تو در کنار گرفت
۲
کمین دشمن دانا بلای ناگاه استجنون عنان مرا وقت نوبهار گرفت
۳
هوای گلشن فردوس بی غبار بودچگونه سیب زنخدان او غبار گرفت؟
۴
تو تا برآمدی از خانه مست و تیغ به دستبه هر دو دست سر خویش روزگارگرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth