شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرش بلند مرتبه بنیان آدم استخورشید عقل، شمسه ایوان آدم است
۲
آدم چه جوهری است، که گنجینه سپهربا صد هزار چشم نگهبان آدم است
۳
لعلی که خون کند به جگر آفتاب رادر مشت خاک بی سر و سامان آدم است
۴
همت بلند دار که نه خاتم سپهرفرمان پذیر دست سلیمان آدم است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth