شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته استبر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟
۲
امروز هیچ فاخته کوکو نمی زندگویا به باغ آن قد دلجو گذشته است
۳
اوقات من به اشک ندامت شده است صرفچون سرو، عمر من به لب جو گذشته است
۴
صد پرده شوختر بود از چشم خال تواین نافه در دویدن از آهو گذشته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth