خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک آفریده از ته دل شادمانه نیستفرقی میان پیر و جوان زمانه نیست
۲
خاری که در دلم نخلد چون زبان ماردر آشیانه من بی آب و دانه نیست
۳
خمیازه نشاط بود خنده اش چو صبحآن را که در جگر نفس بیغمانه نیست
۴
بر هر که می فتد نظرم، دلشکسته استیک شیشه درست درین شیشه خانه نیست
صفحهٔ ۱ از ۳