شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کجگر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج
۲
می کند یک جانب از خوان تهی سرپوش راهر سبک مغزی که بر سر می نهد دستار کج
۳
زلف کج بر چهره خوبان قیامت می کنددر مقام خود بود از راست به، بسیار کج
۴
راستی در سرو و خم در شاخ گل زیبنده استقد خوبان راست باید، زلف عنبر بار کج
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth