خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟چون گل از شبنم بزن بر چهره خود آب، صبح
۲
شیر مست فیض شو از جوی شیر روشنشتا نگشته است از شفق چون دامن قصاب صبح
۳
در وصال از عاشق صادق نمی داند اثرچون شکر در شیر، گردد محو در مهتاب صبح
۴
گر نداری زنده شب را از گرانخوابی چو شمعسبحه گردان شو ز اشک گرم در محراب صبح
صفحهٔ ۱ از ۱