خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اندمهر گل از دوربینی بر گلاب افکنده اند
۲
کرده اند آنها که خود را در چمن گردآوریسر چو شبنم در کنار آفتاب افکنده اند
۳
ساده لوحانی که دارند از جهان راحت طمعدام بهر صید در بحر سراب افکنده اند
۴
رهبر عشق حقیقی می شود عشق مجاززین سرپل تشنگان خود را در آب افکنده اند
صفحهٔ ۱ از ۳