شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناله آتش عنانم رخنه در گردون کندگریه پا در رکابم شهر را هامون کند
۲
دامن فکر بلند آسان نمی آید به دستسرو می پیچد به خود تا مصرعی موزون کند
۳
دست لیلی را غرور حسن دارد در نگارپنجه شیران مگر دلجویی مجنون کند
۴
پای ما از خار صحرای جنون را ساده کردوای بر دستی که خار از پای ما بیرون کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth