خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنندتلخکامان کام شیرین از شکر خندش کنند
۲
هر که پیچد همچو مجنون گردن از زنجیر عشقآهوان در دامن صحرا نظربندش کنند
۳
در حریم حسن هر شمعی که برخیزد زخاکاز پر پروانه ما برگ پیوندش کنند
۴
بی دل خرسند در فقر و غنا آرام نیستآن زمان آسوده گردد دل که خرسندش کنند
صفحهٔ ۱ از ۳