شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به زخم کهنه شور از زخمهای تازه می افتدخمارآلود از خمیازه در خمیازه می افتد
۲
محیطی را حبابی چون تواند در گره بستن؟نگنجد در نظر حسنی که بی اندازه می افتد
۳
به دلتنگی قناعت کن که چون افتاد دل نازکبه شکر خنده ای چون غنچه از شیرازه می افتد
۴
زخط و خال دل برداشتن دشواریی داردسیاهی بعد ایامی زداغ تازه می افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth