خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین داردحنای دست زنگی هند را در آستین دارد
۲
مشو گستاخ کان لب خنده های شکرین داردکه زهر از گفتگوی تلخ هم زیر نگین دارد
۳
زشرم ابروی او پیوسته چینی بر جبین داردوگرنه خنده گل غنچه اش در آستین دارد
۴
زرنگ می بود دلهای غافل را سیه مستیحنای دست زنگی هند را در آستین دارد
صفحهٔ ۱ از ۳