خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خون خویش تیغ دشمن من رنگ میگیرددلیر آن است کز دشمن سلاح جنگ میگیرد
۲
نبندد صورت از یکرنگ دشمن، دوستی هرگزز عکس طوطیان آیینه من زنگ میگیرد
۳
گرانی میکند بر دل مرا حرف سبکمغزاناگرچه از هوا دیوانه من سنگ میگیرد
۴
ز همچشمان گزیری نیست خوبان را که در گلشنگل از گل رنگ میبازد، گل از گل رنگ میگیرد
صفحهٔ ۱ از ۳