خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازدتبسم شور محشر در نمکدان تو اندازد
۲
گریبان چاک از مجلس میا بیرون که می ترسمگل خورشید خود را در گریبان تو اندازد
۳
اگر ظلمت زچشم آب حیوان دست برداردغبارآلود خود را در گلستان تو اندازد
۴
از ان خورشید بر گرد جهان سرگشته می گرددکه خود را در خم زلف چو چوگان تو اندازد
صفحهٔ ۱ از ۲