خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشدکه گوش امن در دریای بی لنگر نمی باشد
۲
تو از کوتاه بینی ها اجل را دور می دانیوگرنه غایبی از مرگ حاضرتر نمی باشد
۳
ندارد شکوه ای از تیره بختیها دل روشنکه اخگر را لباسی به زخاکستر نمی باشد
۴
زعرض حال خاموشم که زخم اهل غیرت رابغیر از لب گزیدن بخیه دیگر نمی باشد
صفحهٔ ۱ از ۲