شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۴۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسدتا بود پر ز شکر نی به نوایی نرسد
۲
تیر را شهپر پرواز بود پاکی شستآه با دامن آلوده به جایی نرسد
۳
نیست در سینه هرکس که ز غفلت آهیهمچو کوری است که دستش به عصایی نرسد
۴
در شفاخانه ایجاد به جز بیدردیهیچ دردی نشنیدم به دوایی نرسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth