شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۸۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زگریه آینه هر دلی که روشن شدچو اشک، مردمک حلقه های شیون شد
۲
چراغ روز بود آفتاب در نظرشز سرمه دل شب دیده ای که روشن شد
۳
هزار آه شود گر ز دل کشم یک آهمرا که خانه چو مجمر تمام روزن شد
۴
مشو ز هم گهران دور تا رسی به کمالکه دانه از اثر اتفاق خرمن شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth