خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخنده تو گره در دلی نمی ماندتو چون گشاده شوی مشکلی نمی ماند
۲
اگر بهارتویی شوره رار گلزارستاگر کریم تویی سایلی نمی ماند
۳
به حرف اگر ندهم دل ز بی شعوری نیستتو چون به حرف درآیی دلی نمی ماند
۴
جهان به دیده ارباب معرفت هیچ استچو حق ظهور کند باطلی نمی ماند
صفحهٔ ۱ از ۲