شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر نه چشم من آن دلنواز باز کندمرا ز هر دو جهان کیست بی نیاز کند
۲
میان نازک او را نگاه موی شکافمگر به پیچ وخم از زلف امتیازکند
۳
فغان که چشم بد آفتاب کم فرصتامان نداد به شبنم که چشم باز کند
۴
حیا مدار توقع ز آتشین روییکه همچو شمع زبان در دهان گاز کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth