خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از شرم ناله ام که دل از کار می بردبلبل به زیر پر سر منقار می برد
۲
هرکس که بی شراب رود برکنار کشتآیینه را به چشمه زنگار می برد
۳
بر باغبان به چشم دگر می کند نگاهمرغی که ره به رخنه دیوار می برد
۴
زهاد را به باغ که تکلیف می کنداین خار خشک را که به گلزار می برد
صفحهٔ ۱ از ۳