خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خط نگاه پردگی دیده می شودمژگان شوخ، سبزه خوابیده می شود
۲
نتوان به پای سعی به کنه جهان رسیددر خویش هر که گشت جهان دیده می شود
۳
تا راست می کنی نفس خود، بساط عمرچون گردباد چیده وبرچیده می شود
۴
در پله کسی که نبیند به چشم کمسنگ سفال، گوهر سنجیده می شود
صفحهٔ ۱ از ۲