خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جویای تو با کعبه گل کار نداردآیینه ما روی به دیوار ندارد
۲
در حلقه این زهد فروشان نتوان یافتیک سبحه که شیرازه زنار ندارد
۳
هر لحظه به رنگ دگر از پرده برآییدل بردن ما این همه در کار ندارد
۴
دور سفر سنگ فلاخن به سر آمدسرگشتگی ماست که پرگار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳