خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباشبا سبز کرده های سخن سرگران مباش
۲
ای غنچه ای که دل به زر خویش بسته ایغافل ز باد دستی فصل خزان مباش
۳
در جبهه گشاده گلها نگاه کندلگیر ازگرفتگی باغبان مباش
۴
از ره مرو به جلوه خوبان سنگدلقانع ز وصل کعبه به سنگ نشان مباش
صفحهٔ ۱ از ۴