شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوارآن که می دارد عنان اختیار از من دریغ
۲
آب می بندد به روی تشنگان کربلاهرکه دارد جام می را در خمار از من دریغ
۳
از وجود خاکی من سرمه واری مانده استگوشه چشم مروت را مدار از من دریغ
۴
دست گل چیدن ندارد دیده حیران منوصل خود دارد چرا آن گلعذار از من دریغ؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth