خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان که بلبل مسکین بود خزان درباغز یار و دوست جدا مانده ام چنان درباغ
۲
سبک در آیم وبیرون روم سبک چو نسیمنیم به خاطر نازکدلان گران درباغ
۳
فتاده ایم پی هم چو برگهای خزاناگر چه یک دوسه روزیم میهمان درباغ
۴
ز خویش خیمه برون زن، غم رفیق مخورکه شد ز بوی گل آماده کاروان درباغ
صفحهٔ ۱ از ۳