شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در نمود نقش‌ها بی‌اختیار افتاده‌اممهره مومم به دست روزگار افتاده‌ام
۲
ز انقلاب چرخ می‌لرزم به آب روی خویشجام لبریزم به دست رعشه‌دار افتاده‌ام
۳
نیست دستی بر عنان عمر پیچیدن مراسایه سروم به روی جویبار افتاده‌ام
۴
چون نگردد داغ حسرت فلس بر اندام مناز محیط بیکران در چشمه‌سار افتاده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth