خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه بی ثمر مانند سرو و بید و شمشادمزسنگ کودکان آسوده از پیوند آزادم
۲
خوشا صیدی که داند کیست صیادش من آن صیدمکه از ذوق گرفتاری ندانم کیست صیادم
۳
ز گفت و گوی سرد ناصحان برخود نمی لرزمکه از سنگ ملامت عشق افکنده است بنیادم
۴
اگرچه خویش را گم کردم از نسیان پیریهابه این شادم که ایام جوانی رفت از یادم
صفحهٔ ۱ از ۲