خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارمز کشتن زنده تر گردید سیمابی که من دارم
۲
به خضر از مرگ سازد تلختر عمر مؤبد راز شمشیر شهادت عالم آبی که من دارم
۳
ندارد دیده تن پروران از بستر مخملز فرش بوریا چشم شکرخوابی که من دارم
۴
اگر شویم به خون چون لعل روی خویش جا داردنشد لب تشنه ای سیرآب از آبی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۳