خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟در ره سیل چه افتاده زمین گیر شوم؟
۲
خاک در دیده همت نتوان زد، ورنهمی توانم که چو خورشید جهانگیر شوم
۳
چه گذارم ز ریاضیت جگر خود، که مرابه زر قلب نگیرند گر اکسیر شوم
۴
منت مهد امان می کشم از طالع خویشاگر از زخم زبان در دهن شیر شوم
صفحهٔ ۱ از ۲